|
شب یلدا
بر اساس سوابق
تاریخی و نظر صائب مورخین و محققین ، ایرانیان ، هیچگاه ،
بتپرست نبودهاند .
از هزاران سال پیش ، نیایشهای
مهرخواهان ایرانی (میتراییستها) ، یکتاپرستانه بوده و در
گستره این سرزمین پهناور ، برای پرستش ، هیچ اثری از ساختههای
بشری ، بت ، سنگ و چوب تراشیده ، دیده نشده است .
در راستای خداشناسی ایرانیان ،
بازماندهها و گونههای مختلفی از آن ، در سراسر جهان ، به
ویژه غرب ، دیده شده ، که در عبادتگاههایشان ، تنها یک مهراب
رو به خورشید (همانند مساجد امروز ، رو به قبله) ، برای
شکرگزاری از خداوند عالم ، وجود داشته است .
ایرانیان ،
قدرشناس این عطیه و بخشش ، یعنی خورشید بودند ، که نمونهیی از
آن در زیرزمین واتیکان ، در قلب اروپا ، به جای مانده است : "
خداوندا ، تو را شکر میگزاریم ، که با والاترین آفریده خود ؛
خورشید ، به ما ، نور ، حرارت ، توان ، بقا و زندگی بخشیدی و
ما را ، از تاریکی ، سرما ، سکون ، مرگ و غم ، دور نگاه داشتی
."
بنابراین مراتب ، مردم سرزمین ما ، از دیرباز همواره ، خود را
، سپاسگزار خداوند یکتا میدانستند .
به این معنا که ،
پدران ما ، با تمام قلب و ایمان خود ، به دور از هر گونه
کوچکبینی و پرهیز از هر نوع شرک و توهم ، معتقد بودند ،که
تنها اوست ، که به آنان ، مواهبی عظیم ، همچون حیات را ، اعطا
کرده است .
نمایه جهانی و بارز آن ، در زیرزمین
واتیکان ، حکایت از شناختی وسیع و بقایای شایسته توجه آن ،
آثاری است ، از یادمانهایی تاریخی و چند هزار ساله از یلدا ،
جشن ولادت خورشید و پایان تاریکیها و شبهای دراز که آن را ،
به شکلی نمایان ، پاس میداشتند .
با این مقدمه و روشن شدن ارزش چنین
موقعیت ویژهیی ؛ یک شب در سال ، اجازه بدهید ، از زاویهیی
دیگر، به نکاتی در مورد شب چله یا شب یلدا ، اشاره نماییم :
همانطورکه ذکر شد ، بسیاری از
کلیساهای معروف و بزرگ مغرب زمین ، در برجستهترین مثال آن ؛
قصر عظیم واتیکان 1000 ساله ، به عنوان بزرگترین مرکز هدایت
مسیحیان جهان (یا منچستر ، نوتردام و . . . ) بر روی یک
عبادتگاه (مسجد) 7000 ساله ایرانی ، ساخته شده است .
که براساس ملاحظات و مطالعات دیرینه
شناسان و کاشفین آثار باستانی ، تمدن ایران زمین ، آن چنان در
دورترین نقاط آن روز جهان ؛ اروپای امروز ، نفوذ داشته است ،
که به ناچار ، مرکز ایمان و اعتقادات خودشان ، یعنی واتیکان را
، بر روی یک مسجد ، یا بهتر است بگوییم ، نیایشگاه یا معبد
مهرخواهان ایرانی (میتراییستها) برپا کردند .
اما ، جای تاکید
و توجه دارد ، که چگونه ، این تمدن بیمانند ، در آن روزگار ،
گسترش یافته و میتراییستها ، به چه میزان نفوذ داشتهاند که
مسیحیت را ، یارای مقابله ، با آن نبوده و سعی میکند ، به
نحوی با آن ، کنار بیاید ؟ !
به طوریکه ، حتی ، در مورد مهمترین
نماد مسیحیت ، یعنی تعیین و اعلام روز ولادت حضرت عیسی (ع) ،
23 یا 25 دسامبر ؛ کریسمس ، آغاز سال نوی مسیحی ( ژانویه) ،
ناچار به انطباق این روز با تولد میترا و جشنهای ایران باستان
شدند .
اما ، در اینجا ، باید به نکته ظریفی ، از روش برجسته پدران و
مادران ایرانی ، درگذشتههای دور ، اشاره کرد ، که همواره ، از
راهی پرشگون و نه از روی اجبار و فشار و زور ، استفاده
میکردند .
به عنوان نمونه ، در این بلندترین شب
سال ، با خوردنیها و آشامیدنیهای پرمعنا و البته خوش خوراک ،
در زیر کرسی و دور هم ، با تفال بر قرآن ، حافظ و خواندن اشعار
مولوی و شاهنامه فردوسی ، ذهنی آگاه را ، برای فرزندانشان ،
آماده مینمودند .
درایتی مانا و پرفضیلت که خوشبختانه ،
امروزه ، پس از گذشت هزاران سال (انشاءا... تا ابد) هنوز نام
دلنشین یلدا ، برای هر ایرانی ، یادآور کامی خوش و گذران
اوقاتی دلانگیز ، برای پرداختن به فرهنگ دانشپروری است .
حال ، با
توجه به آن دو فرآیند والا ، از یک سو ، دلی خوش و کامی شیرین
و از سوی دیگر ذهنی مشتاق ، برای گسترش علم و دانش ، به دو
فرآیند دیگر ، از پیشینه این موقعیت استثنایی سالیانه میرسیم
، یعنی ، برخورداری از این شب ، شب بلند شدن روزها ، شب زایش
خورشید و چیرگی روشنایی بر تاریکی و افزایش دانایی در برابر
جهل و نادانی .
به یاد داشته باشیم ، که ایرانیان ،
همواره ، به هر مناسبت مبارک علمی و تاریخی ، آموختههای مورد
توجه خود را ، به جای یادآوری با غم ، با شادی و دل خوشی و به
اسم جشن و شادمانی ، به فرزندان خویش میآموختند ، که جشن یلدا
نیز ، دارای همین پیشینه است .
حال ، به تشریح آموزههای سراسر معنای
شب یلدا ، میپردازیم :
بر سر سفره یلدا ، که در روزگاران
گذشته ، بر کرسی خانهها ، پهن میشد ، هندوانه ، سیب ، انار و
. . . آجیل مخصوص میگذاریم .
با نگاهی ژرف ، به معانی این
خوراکیهای منتخب ، به اصل توجه ایرانیان به خوشی کام و
اعتقادات مورد وثوق مهرخواهان ایرانی میرسیم :
هندوانه با پوستی
سبز ، توجه به محیط زیست ، احترام به سبزی و پرهیز از قطع
درختان ، نابودی باغهای قدیمی و جنگلها ، برای منافع مادی ،
که گناهیست نابخشودنی ، درون سرخ آن نشان از پرتوهای خورشید ؛
سیب با رنگ سرخ ، با همان فلسفه و درونی سفید ، نماد آسمانی
روشن ؛ انار با همان سرخی و درون پردانه ؛ دانههای پرآب و
شیرین ، به معنای خانوادهیی پراولاد ، پرخون و سالم و نیز
آجیل و میوههای تازه یا خشک زمستانی ، یادآور تولیدات بینظیر
و زحمات کشاورزانمان و تلاش برای تولید و قطع وابستگی به خارج
. اما ،
آنچه ، شایسته تعمقی خاص است ، این نکته است ، که اعضای
خانواده ، در هر سن و سالی و با هر ذائقهیی ، با چنین
خوراکیهایی از آنچنان دلنشینیهایی برخوردار شوند ، که تشویق
به مطالعه گردند ، اما ، چرا این تشویق به مطالعه با تفال بر
قرآن کریم ، غزلیات حافظ عزیزمان و . . . ، به انجام میرسد ؟
چون هر یک از آنان ، با اعتقاد به قرآن
کریم و علاقه به داشتههای فرهنگی (دیوان حافظ) ، میل و عطش به
خواندن و آموختن را ، حس کرده و جاوید ذهن نسلهای بعدی
خانواده و میهن عزیزشان نمایند .
بنابراین ، این شب ، یعنی شب یلدا ،
یادمانی میشود مانا ، از عشق و ایمان ایرانیان به فراگیری
دانش و بهترین بهرهگیری از یک شب ، تلف نکردن عمر ، زمان و
وقت ، تا روز به روز ، عقیده و ایمان فردوسی بزرگ : " توانا
بود هرکه دانا بود" محفوظ بماند .
در پایان ، فرصت
را مبارک دانسته ، از زبان پروفسور حسابی ، به نکتهیی آموزنده
توجه میکنیم که معتقد بودند : " امروز احترام یک کشور به توپ
و تانکش نیست ، بلکه ، بستگی به میزان حضور آن کشور در پیشرفت
علوم دارد " .
و این تحقق نمییابد ، مگر اینکه ،
آحاد آن جامعه ، به این اصل معتقد باشند ، که یلدا ، بزرگترین
آموزه ماندگار ، از این مسئولیت بزرگ ملی هزاران ساله میباشد
.
|