|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
| |

|
|
سالگرد پروفسور حسابی 1405
|
|
|
 |
|
| |
بسم ا... الرحمن الرحيم
|
|
| |

دوازدهم شهریور؛ یادمان پروفسور محمود حسابی
دانشمندی که علم را برای آبادانی ایران میخواست
دوازدهم شهریور، سالروز درگذشت استاد دکتر محمود حسابی،
فرصتی است برای یادکرد از شخصیتی که بخش بزرگی از عمر خود
را در راه آموزش، پژوهش، گسترش علوم نوین و اعتلای فرهنگ
ایران صرف کرد؛ استادی که علم را نه صرفاً وسیلهای برای
کسب دانش، بلکه ابزاری برای ساختن کشور و تربیت نسلهای
آینده میدانست.
پروفسور حسابی از چهرههای اثرگذار در شکلگیری آموزش نوین
علوم، بهویژه فیزیک، در ایران بود. اما آنچه زندگی او را
قابل تأمل میکند، تنها فعالیت در آزمایشگاه و دانشگاه
نیست. دامنه علایق و کوششهای او از فیزیک و مهندسی تا
آموزش، زبان و ادبیات فارسی، فرهنگ، مدیریت علمی و امور
اجتماعی امتداد داشت.
اکنون که سالها از درگذشت او میگذرد، شاید بهترین
بزرگداشت برای چنین شخصیتی، نه صرفاً بازگویی افتخارات،
بلکه بازخوانی اندیشهای باشد که بخش مهمی از زندگی او را
شکل داد: دانش هنگامی ارزشمندتر میشود که در خدمت انسان،
جامعه و سربلندی سرزمین قرار گیرد.
از تهران تا بیروت؛ سالهای دشوار آغاز زندگی
محمود حسابی در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران و در خانوادهای
با اصالت تفرشی به دنیا آمد. بخشی از دوران کودکی او در
خارج از ایران و در بیروت سپری شد. شرایط زندگی خانواده به
واسطه ازدواج مجدد پدر و رها کردن همسر و فرزندان قبلی
همیشه بسیار دشوار و غم انگیز بود. و او در همان سالها،
در کنار تحصیل در مدارس بیروت، آموزش زبان و ادبیات فارسی
را نیز نزد مادرش، گوهرشاد حسابی، ادامه داد.
نقش مادر در زندگی و شکلگیری شخصیت فرهنگی او قابل توجه
بود. زندگی در محیطی چندزبانه و در عین حال پیوند عمیق
خانوادگی با زبان و فرهنگ ایران، زمینهای فراهم کرد که
بعدها توجه به زبان فارسی به یکی از وجوه مهم فعالیتهای
علمی و فرهنگی پروفسور حسابی تبدیل شود.
او تحصیلات خود را در بیروت در رشته ادبیات، بیولوژی ،
مهندسی راه و ساختمان (که شامل آرشیتکتوری و معماری نیز می
شد) و سپس فرانسه در مهندسی معدن، ریاضیات (عمومی و محض) ،
نجوم و ستاره شناسی، پزشکی و حقوق ، و مهندسی برق ادامه
داد و سرانجام در دانشگاه پاریس ـ سوربن ـ به تحصیل و
پژوهش در فیزیک پرداخت. رساله دکترای او درباره حساسیت
سلولهای فوتوالکتریک بود و در سال ۱۹۲۷ میلادی موفق به
دریافت درجه دکترا شد.
اما در برابر او انتخاب مهمی قرار داشت: ادامه زندگی و
فعالیت علمی در خارج از کشور یا بازگشت به ایران.
دکتر حسابی راه دوم را برگزید.
بازگشت به ایران؛ دانش برای ساختن کشور
بازگشت پروفسور حسابی به ایران آغاز مرحلهای طولانی از
فعالیت علمی، آموزشی و اجرایی او بود.
ایران آن روزگار در بسیاری از حوزههای علمی و دانشگاهی
هنوز فاقد زیرساختهای امروز بود. آموزش دانشگاهی علوم
جدید به وجود نیامده بود و ایجاد مراکز آموزشی و پژوهشی به
استادان و متخصصانی نیاز داشت که بتوانند دانش آموخته شده
در دانشگاه های تراز نخست جهان را با نیازهای کشور پیوند
دهند.
حسابی در چنین فضایی فعالیت خود را آغاز کرد.
در سالهای نخست بازگشت، در امور فنی و مهندسی نیز فعالیت
داشت و از جمله : تهیه نقشه و ایجاد راه سراسری ساحلی
خلیج فارس به انضمام ارتباطات راههای روستایی آن.
اولین اقدام دانشگاهی او ، ایجاد اولین مرکز آموزش مهندسی
( طرق و شوارع عامه) برای وزارت راه و ترابری، سپس تاسیس
دارالمعلمین عالی و پس از آن ، دانشسرای عالی ، تاسیس
دانشکده فنی (دانشگاه تهران) شکل گیری نقش ایشان در پایه
گذاری علوم نوین را نمایان سازد.
این فعالیتها بخشی از مسیری بود که به تثبیت آموزش
دانشگاهی فیزیک و علوم جدید در ایران انجامید.
معلمی؛ شاید ماندگارترین میراث
در میان مسئولیتها و فعالیتهای متعدد پروفسور حسابی
مانند وزارت (وزیر فرهنگ، نفت در دولت دکتر مصدق) ،
سناتوری در جایگاه نماینده مردم ، شاید هیچکدام به اندازه
عشق او به معلم بودن برای شناخت شخصیت ایشان اهمیت نداشته
باشد.
دهههای طولانی سه نسل تدریس، و تربیت هفت نسل استاد و
دانشجو، و اصرار ایشان برای ایجاد آزمایشگاه ها و پژوهشاه
های علمی به موازات تدریس علوم نظری نشانگر تلاش زیربنایی
ایشان برای محیط علمی برای ایجاد محیط علمی، سبب شد
نسلهای متعددی از دانشجویان و استادان (شاگردان این معلم
پیشکسوت) در ایجاد مراکز نوین علمی، تحقیقاتی ، کاربردی و
اجرایی موجبات ارتباطات تنگاتنگی در ساخت ایران نوین را
نمایان سازد.
ساختن یک نهاد علمی فقط با ساختمان، تجهیزات و آییننامه
ممکن نیست؛ دانشگاه زمانی زنده میشود که فرهنگ پرسیدن،
تجربه کردن، تحقیق کردن و انتقال دانش از نسلی به نسل دیگر
در آن شکل بگیرد.
از این منظر، میراث پروفسور حسابی را نباید تنها در فهرست
مراکزی که در شکلگیری یا توسعه آنها نقش داشت جستوجو
کرد؛ بخشی مهم از این میراث در شاگردان و نسلهایی است که
پس از او آموزش و پژوهش علمی را در ایران ادامه دادند.
فیزیک؛ محور زندگی علمی استاد
اگرچه دامنه فعالیتهای ایشان گسترده بود، فیزیک جایگاهی
مرکزی در زندگی علمی او داشت.
پژوهشهای او موضوعاتی چون فوتوالکتریسیته، امواج دوبروی و
نظریههای مربوط به ساختار ماده را دربر میگرفت. از آثار
علمی او میتوان به پژوهش درباره حساسیت سلولهای
فوتوالکتریک، اثری درباره تفسیر امواج دوبروی، «A Strain
Theory of Matter» و پژوهشهای بعدی او درباره ذرات گسترده
اشاره کرد.
در کنار پژوهش، اهمیت تاریخی فعالیت حسابی را باید در
آموزش فیزیک جدید در ایران و تلاش برای ایجاد زیرساختهای
لازم برای رشد آن نیز جستوجو کرد.
او همچنین با محافل تراز نخست علمی جهانی و دانشمندان تراز
اولی مانند : بور ، بورن ، فرمی ، شرودینگر ، ... دیراک و
اینشتین در دانشگاه های برجسته جهان مانند سوربون ،
پرینستون ، ... در خارج از ایران شایسته توجه است ، که
نمونه یادگار آن ، دو سال شاگردی او نزد پروفسور اینشتین و
یک سال (۱۹۴۷) به عنوان دستیار در دانشگاه پرینستون شایسته
تعمق است.
اما اهمیت این ارتباطات را نباید صرفاً در نام دانشمندان
بزرگ جستوجو کرد. برای دکتر حسابی، ارتباط با مراکز علمی
جهان زمانی معنا پیدا میکرد که تجربه و دانش حاصل از آن
بتواند در توسعه علمی ایران به کار گرفته شود.
زبان فارسی در کنار علم جدید
یکی از وجوهی که در شخصیت پروفسور حسابی، کمتر به آن توجه
شده است، ، علاقه عمیق او به زبان فارسی و زنده نگاه داشتن
علوم جدید در ایران متکی به زبان فارسی بوده است.
استاد حسابی معتقد بود زبان فارسی باید توانایی بیان
مفاهیم جدید علمی را داشته باشد. از همین رو در کنار تدریس
و پژوهش علوم نوین به ویژه فیزیک، با اشراف او به علم
اتیمولوژی ، واژهگزینی و ریشه یابی و آشنایی عمیق با زبان
های عربی، مادری ، فرانسه، انگلیسی، آلمانی، سانسکریت،
لاتین، یونانی و ... و زبان های باستانی ایران، برای یافتن
معادلهای فارسی برای اصطلاحات نوین علمی موجب گردید تا
بتواند کسانی را که در ادبیات و علوم انسانی، صاحب نظر
بودند را برای این مهم همسو نماید که پایه گذاری انجمن
واژه گزینی فارسی به مدد این گروه نخستین موجبات پایه
گذاری فرهنگستان اول با حمایت ذکاءالملک فروغی را پشتیبان
زبان علمی مادری مان در کشور نمود.
عضویت و فعالیت او در فرهنگستان زبان ایران و کوشش برای
پیشنهاد معادلهای فارسی برای اصطلاحات علمی، بخشی از همین
دغدغه بود. تعدادی از واژههایی که او پیشنهاد کرد وارد
ادبیات علمی فارسی شدند که همچنان مورد استفاده آمد و
خوشبختانه در آرشیو اسناد و کتابخانه شخصی ایشان، میلیون
ها معادل های فارسی، آماده بهرهبرداری در امور دانشگاهی و
صنعتی و حرفه ای در ایران می باشد.
دانشمند و فرهنگ
علاقه دکتر حسابی به فرهنگ ایران محدود به واژهسازی علمی
نبود.
ادبیات فارسی از دوران کودکی بخشی از زندگی او بود. پژوهش
و مطالعه در آثار ادبی و تاریخی و توجه به حافظ و فرهنگ
ایرانی، و از کودکی به مدد زیربنا سازی فکری و دانشی از
سوی مادر فرهیخته و صاحب فرهنگ ایشان، همواره چنین آرزویی
در کنار فعالیت های علمی او ادامه داشت.
این ویژگی تصویری متفاوت از یک فیزیکدان ارائه میکند:
دانشمندی که جهان را تنها از دریچه معادلات نمیدید و میان
علوم، ادبیات، تاریخ، هنر و هویت فرهنگی دیواری نمی یافت.
خانهای که امروز بخشی از آن به موزه پروفسور حسابی تبدیل
شده نیز بازتابی از همین زندگی چندوجهی است. اشیاء،
کتابها، اسناد، وسایل علمی و یادگارهای خانوادگی به ویژه
کتابخانه جامع و دیدنی ایشان با هزاران نسخه کتب از شاخه
های گوناگون و مرکز اسناد ایشان با میلیون ها برگ سند ،
همچنین کارگاه آموزشی و تحقیقاتی که همچنان با همیاران
ایشان اداره می شود ، در کنار یکدیگر تصویری از زندگی
انسانی را نشان میدهند که علم تنها یکی از ابعاد ـ هرچند
مهمترین ابعاد ـ آن بوده است.
مسئولیت اجتماعی و حضور در عرصه عمومی
فعالیتهای استاد حسابی به دانشگاه محدود نماند.
این بخش از زندگی او نیز با نگاهش به آموزش و توسعه کشور
پیوند داشت. از دید او، توسعه علمی بدون ساختار آموزشی
مناسب، تربیت نیروی انسانی و توجه به نیازهای واقعی جامعه
امکانپذیر نبود.
به همین دلیل، هنگامی که کارنامه او را مرور میکنیم با
شخصیتی روبهرو میشویم که میان دانشگاه، آموزش، پژوهش،
مهندسی، فرهنگ و مدیریت علمی در حرکتی خستگیناپذیر و پویا
بود.
جهانی اندیشیدن، ایرانی ماندن
یکی از ویژگیهای قابل تأمل در زندگی پروفسور حسابی، جمع
میان دو مفهوم بود: ارتباط با علم جهانی و تعهد به ایران.
او در خارج از ایران تحصیل کرد، زبانهای مختلف آموخت و با
مراکز و شخصیتهای علمی بینالمللی ارتباط داشت؛ اما بخش
اصلی زندگی حرفهای خود را در ایران و در مسیر آموزش و
ایجاد ظرفیتهای علمی کشور گذراند.
پس می توان گفت: علم مرز جغرافیایی نمیشناسد. دانشمند
باید بتواند با بهترین مراکز علمی جهان ارتباط برقرار کند،
از تجربههای جهانی بیاموزد و در تولید دانش جهانی مشارکت
داشته باشد؛ اما در همان حال میتواند نسبت به جامعه و
سرزمین خود نیز احساس مسئولیت کند.
دوازدهم شهریور؛ پایان زندگی، ادامه یک راه
پروفسور سید محمود حسابی در ۱۲ شهریور ۱۳۷۱، برابر با ۳
سپتامبر ۱۹۹۲، در ژنو درگذشت. پیکر او در تفرش، سرزمین
نیاکانش، به خاک سپرده شد.
اما مرگ یک معلم الزاماً پایان حضور او نیست.
استادی که نسلهایی از دانشجویان را آموزش داده است، در
شاگردانش ادامه پیدا میکند. دانشمندی که برای ایجاد
نهادهای علمی تلاش کرده است، در پژوهشگرانی که سالها بعد
در همان نهادها کار میکنند حضور دارد.
میراث پروفسور حسابی برای نسل امروز
سالگرد درگذشت بزرگان، اگر تنها به نصب تصویر، برگزاری
مراسم و تکرار عناوین محدود شود، فرصت اصلی خود را از دست
میدهد.
پرسش مهمتر این است که از زندگی آنان چه میتوان آموخت؟
از زندگی پروفسور حسابی شاید بتوان چند پیام روشن برای
امروز استخراج کرد: علم بدون آموزش پایدار نمیماند؛ توسعه
بدون تربیت نیروی انسانی ممکن نیست؛ ارتباط با جهان با حفظ
هویت فرهنگی منافاتی ندارد؛ زبان فارسی میتواند زبان علم
باشد؛ و دانش زمانی ارزش اجتماعی بیشتری پیدا میکند که
برای حل مسائل جامعه و پیشرفت کشور به کار گرفته شود.
پروفسور حسابی متعلق به نسلی بود که برای ایجاد بسیاری از
زیرساختهای آموزش نوین علمی در ایران تلاش کرد. وظیفه
نسلهای بعدی نه تکرار گذشته، بلکه ادامه همان روحیه با
ابزارها و دانش زمان خود است.
در دوازدهم شهریور، یاد پروفسور سید محمود حسابی را به
عنوان معلم، پژوهشگر، فرهنگدوست و خدمتگزار علم و آموزش
ایران گرامی میداریم.
شاید بهترین ادای احترام به او نیز همین باشد:
آموختن، پژوهیدن، آموزش دادن و بهکار گرفتن دانش برای
ساختن آیندهای بهتر برای ایران.
بنياد پروفسور حسابی

|
|
| |
|
|
|
 |
|